286. خاله آیناز
هورااااا امروز خاله آیناز رو دیدیم :*
امروز ناهار خونه ی مامانی بودیم و عمو ممد و عمه اکرم اینا هم بودن ... ساعت 4:30 با خاله قرار داشتیم و باید میرفتیم تندیس ... شما که خوابیدی :) منم با هانیه رفتم ... خاله ی مهربون با همسرشون اومدن و طی عملیاتی انتحاری 3 سوت دیدیمشون و محموله رو تحویل گرفتیم و برگشتیم خخخخخ ... این لباسهای خوشگل همراه با 1 بسته شکلات خوشمزه اووووووم مرسی خاله :*




بعد رفتیم پیش تاییس جون و بازم لباس گرفتیم :) کلا روز تو بود :))



مبارکت باشه مامانی :*
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


286. خاله آیناز
